مسعود احمدی
این روزها
در انتهای کوچه ای بن بست
شکل خانه ای هستم
در انتظار کلنگ !
هق هقی آواره
اسیر بغض هایی گُنگ !
بیت آخر شعری نجیب
مچاله در کاغذی سپید
که دنبال بادی هرزه گرد
می دود !
آسمانی پر از ستاره ام
در شبی بارانی
شعر هایم را زیر ابر
و خودم را
در مزرعه ای جستجو کنید
پر از آفتابگردان :
کنار مترسکی زرد
که روسری نارنجی بسته است
و با لب هایی قرمز
به من
لبخند می زند !
در انتهای کوچه ای بن بست
شکل خانه ای هستم
در انتظار کلنگ !
هق هقی آواره
اسیر بغض هایی گُنگ !
بیت آخر شعری نجیب
مچاله در کاغذی سپید
که دنبال بادی هرزه گرد
می دود !
آسمانی پر از ستاره ام
در شبی بارانی
شعر هایم را زیر ابر
و خودم را
در مزرعه ای جستجو کنید
پر از آفتابگردان :
کنار مترسکی زرد
که روسری نارنجی بسته است
و با لب هایی قرمز
به من
لبخند می زند !
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 18:15 توسط علی هوشمند
|