دادا بیلوردی
من بهاری داشتم
تک نپنداریـد ، یـاری داشتــم
جانِ سرمستم کفِ معشوق بود و خویش هم
تا دلت خـواهد به خلوتگاهِ خوشـرویان قــراری داشتم
بیشتـر بـا آرزوی اینکه مجنونتـــــــر شـوم
کوی لیلایـی گـذاری داشتـم
روزگـاری داشتـم
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 10:30 توسط علی هوشمند
|