من بهاری داشتم

تک نپنداریـد ، یـاری داشتــم

جانِ سرمستم  کفِ معشوق  بود و خویش هم

تا دلت خـواهد  به خلوتگاهِ  خوشـرویان  قــراری  داشتم

بیشتـر بـا آرزوی  اینکه  مجنونتـــــــر  شـوم

کوی لیلایـی گـذاری داشتـم

روزگـاری داشتـم