منوچهر آتشی
صدای تو
از سایه سوی نیستان می آید
و گل می دهد در هیاهوی باران
از سایه سوی نیستان می آید
و گل می دهد در هیاهوی باران
صدایت
یکی نرگس نوشکفته است
که از پشت رگبار می ایستد روبروی نگاهم
و عطری هوسناک بالا می آید در آهم
تو میگویی و لاله می روید از سنگ
تو می گویی و غنچه می جوشد از چوب
تو می گویی و تازه می روید از خشک
تو می گویی و زنده می خیزد از مرگ
صدای تو از سایه سار نیستان می آید
و گل می دهد از گل زخمی بعد رگبار
و در آب می ایستد روبروی نگاهم
صدای تو می بارد و زنده ام من
منوچهر آتشی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۴ ساعت 0:7 توسط علی هوشمند
|