امیر علی مطلوبی - سخن سنج تبریزی
زلال انتظار
بي حوصله هستم
آماده ي صدها گله هستم
گلبرگ دلم بي تو خزان ميشود آخر
دلگير از اين فاصله هستم
در زلزله هستم
*
مي لرزد امانم
اين جمعه بيا، راحت جانم
از منتظران خويش نهان كرده، كجايي؟
ترسم كه به ديدار نمانم
خيلي نگرانم
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 21:27 توسط علی هوشمند
|